خرید بک لینک
آدم‌ها را مهمان کنیدمهمان یک جرعه زندگی مهمان یک دل خوشیک احوالپرسی ساده و بی‌قضاوتیک فنجان زندگی بی‌دغدغه ...آدم‌ها را مهمان کنیدمهمان مهربانی‌تاناین مهمانی به زندگیتان برکت می‌دهدآدم‌ها را مهمان کنیدبه دوست داشتنبه خیال راحت از حضورتانبه حس خوببه حرفــهای بی کینه و کنایه.به لبخندی ، به دعایی ....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 22:36

میوووووووو میوووووووو

چه سوت و کور شده اینجا

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 18:17

من...؟!چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست.....این من ! نه زیبایم ، نه مهربانم... نه عاشق و نه محتاج نگاهی...!فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم... خوده خودم ! مال خودم! صبورم و عجول !!سنگین... سرگردان ... مغرور... قانع... با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگی عجیب!!!و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی،هیچ ندارم راهت را بگیر و برو......××××××××××××××××سلام!این وبلاگ به اسم داداشم حامدِ اما مطالبشو من می نویسم.وبلاگم یه جورایی حکم دفتر خاطرات منو داره و اتفاقات روزمره زندگیمو توش می نویسم.پروفایلم فعاله. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 13:57

سلام بر عابران این وبلاگ متروکه

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 13:57

من...؟!چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست.....این من ! نه زیبایم ، نه مهربانم... نه عاشق و نه محتاج نگاهی...!فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم... خوده خودم ! مال خودم! صبورم و عجول !!سنگین... سرگردان ... مغرور... قانع... با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگی عجیب!!!و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی،هیچ ندارم راهت را بگیر و برو......××××××××××××××××سلام!این وبلاگ به اسم داداشم حامدِ اما مطالبشو من می نویسم.وبلاگم یه جورایی حکم دفتر خاطرات منو داره و اتفاقات روزمره زندگیمو توش می نویسم.پروفایلم فعاله. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 13:57

من...؟!چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست.....این من ! نه زیبایم ، نه مهربانم... نه عاشق و نه محتاج نگاهی...!فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم... خوده خودم ! مال خودم! صبورم و عجول !!سنگین... سرگردان ... مغرور... قانع... با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگی عجیب!!!و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی،هیچ ندارم راهت را بگیر و برو......××××××××××××××××سلام!این وبلاگ به اسم داداشم حامدِ اما مطالبشو من می نویسم.وبلاگم یه جورایی حکم دفتر خاطرات منو داره و اتفاقات روزمره زندگیمو توش می نویسم.پروفایلم فعاله. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 8:28

10 ماه بود توو شبکه بهداشت کار میکردم یهو دیدیم برام ابلاغ زدن که باید برم درمانگاه تخصصی بیمارستان!!! مسئولم خیییلی جلوشون وایساد تا نذاره برم ولی رئیس شبکه قبول نکرد. ۵ ام آذرماه رفتم درمونگاه به یه هفته نکشیده کرونا گرفتمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1400 ساعت: 21:30

من...؟!چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست.....این من ! نه زیبایم ، نه مهربانم... نه عاشق و نه محتاج نگاهی...!فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم... خوده خودم ! مال خودم! صبورم و عجول !!سنگین... سرگردان ... مغرور... قانع... با یکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: چهارشنبه 18 فروردين 1400 ساعت: 18:51

من...؟!چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست.....این من ! نه زیبایم ، نه مهربانم... نه عاشق و نه محتاج نگاهی...!فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم... خوده خودم ! مال خودم! صبورم و عجول !!سنگین... سرگردان ... مغرور... قانع... با یکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: چهارشنبه 18 فروردين 1400 ساعت: 18:51

من...؟!چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست.....این من ! نه زیبایم ، نه مهربانم... نه عاشق و نه محتاج نگاهی...!فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم... خوده خودم ! مال خودم! صبورم و عجول !!سنگین... سرگردان ... مغرور... قانع... با یکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: چهارشنبه 18 فروردين 1400 ساعت: 18:51

احساس سوختن به تماشا نمی شود

آتش بگیر تا بدانی چه می کشم . . .

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 22:32


ماذا أن سَألکَ اللّه عَن حُزنی؟

اگه خدا درباره اندوه من از تو سوال کنه چی؟؟؟

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 22:32

سرخوش آن لحظه ک از دوست سلامی برسد

بی خبر باشی و از دور پیامی برسد

در دفتر عشق نگه داشته ام یاد تو را

از خدا می طلبم زندگی شاد تو را

برچسب: نویسنده: مریم عباسیان تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

صفحه بندی